


طرح امنیت اجتماعی؛ موافقان و مخالفان
گروهی از مخالفان اذعان داشتهاند كه با برخوردهای تند و خشن نمیتوان به مقابله با یك پدیده فرهنگی اجتماعی پرداخت. در جواب این گروه لازم است از آنان بپرسیم كه چه كسی ادعا كرده است كه باتندخویی و خشونت می توان نا امنی اخلاقی را زدود؟
از آن گذشته نیروی انتظامی بارها با واژگان سلیس فارسی و با صراحت و شفافیت كامل اذعان داشته است كه در مقابله با افراد بد پوشش هرگز متوسل به خشونت و تندخویی نخواهد شد.
درست از یك روز پس از اعلام اجرای مرحله اول طرح ارتقای امنیت اجتماعی شهروندان كه آن را تعالی امنیت اخلاقی نام نهاده ایم، بسیاری از صاحبان قلم و بیان ، و اندیشمندان و محققان مختلف به داوری پیرامون آن پرداختند و نقد و واكاوی آن را وجهه همت خویش قرار دادند. برخی از آنان اجرای طرح را خوشآمد گفتند و خواهان استمرار و گسترش دامنه تحول آن در سراسر كشور شدند.
اینان كه تعدادشان بسی بیش از مخالفان طرح بود، در نوشتارها و گفتارهای خویش رهنمودها و راهكارهایی عرضه نمودند كه به زعم آن به كار بستن آنها موجب بسط، تعمیق و استمرار آرامش و امنیت عمومی و اخلاقی جامعه می شود.
به ویژه این گروه به درستی تأكید ورزیدند كه امنیت اخلاقی به صورت عام و پوشش به صورت خاص یك پدیده چند بعدی و چند وجهی است و لاجرم برای ایجاد و استمرار آن نهادهای فرهنگی، آموزشی و اطلاع رسانی نیز باید به یاری پلیس بشتابند و ما نیز هنگامی كه تدوین استراتژی گسترش امنیت اجتماعی را وجهه همت خویش قرار دادیم و به توفیق و تصریح اهداف، سیاستها و روشهای خود در این قلمرو همت گماشتیم از این واقعیت آگاه بودیم.
از همین روی از همان آغاز اجرای طرح ، به رایزنی و گفتوگو با متولیان نهادهای فرهنگی، آموزش و اطلاع رسانی پرداختیم و از آنان درخواست نمودیم تا ارتقای امنیت اجتماعی را به منزله یك پروژه دائمی، و نه یك اقدام فصلی و موسمی، سرلوحه كار خویش قرار دهند. از آن گذشته، ما بخشهای پژوهشی و اجتماعی پلیس تهران بزرگ را مأمور نمودیم تا به كنكاش نظام مند پیرامون ابعاد مختلف این پدیده بپردازند، و در راستای اقدامات پیشگیرانه ناجا، ساز و كارها و روشهایی كه آموزشی و فرهنگی مداخله در این پدیده را شناسایی و معرفی نمایند.
اما گروهی از صاحبان قلم ، سخنرانان و سخنوران نیز به مخالفت با اجرای طرح امنیت اجتماعی و اخلاقی پرداختند. گرچه تعداد این گروه بسیار قلیلتر از گروه اول (موافقان طرح) بود اما باورها آراء و نظرات مخالفان نیز در خور تأمل و البته تقدیر است. به همین دلیل ما نظرات و نقادیهای این گروه را كه اغلب نشان از دلسوزی و احساس مسئولیت آنان در برابر پدیدههای اجتماعی دارد مورد مداقه و امعان نظر قرار دادهایم.
تأمل در نظرات مخالفان آشكار می سازد كه آنان به چند دلیل به مخالفت با طرح ارتقای امنیت اخلاقی پرداختهاند برخی از آنان اذعان داشته اند كه نیروی انتظامی بیشتر نیز چنین طرح هایی را به مرحله اجرا گذاشته است. آنان ادعا كردهاند كه ناجا با اجرای طرح های پیشین خود نتوانسته است مشكل پوشش نابهنجار را به كل از میان ببرند به همین سبب اجرای دوباره چنان طرحهایی را خطا تلقی كردهاند.
در پاسخ این گروه لازم است چنانكه یادآور شدم:
اول، آنكه طرحهای پیشین ناجا نیز به موفقیتهایی دست یافتهاند. چه، اگر غیر از آن بود اینك میزان شیوع ناامنی اخلاقی بسیار بیش از وضع كنونی بود . دوم آنكه در داوری پیرامون اثر بخش بودن یا غیراثر بخش بودن یك طرح باید شرایط و جغرافیای فرهنگی و اجتماعی اجرای آن را مطمح نظر قرار داد .
گروهی دیگر از مخالفان اذعان داشتهاند كه با برخوردهای تند و خشن نمیتوان به مقابله با یك پدیده فرهنگی اجتماعی پرداخت. در جواب این گروه لازم است از آنان بپرسیم كه چه كسی ادعا كرده است كه باتندخویی و خشونت می توان نا امنی اخلاقی را زدود؟ از آن گذشته نیروی انتظامی بارها با واژگان سلیس فارسی و با صراحت و شفافیت كامل اذعان داشته است كه در مقابله با افراد بد پوشش هرگز متوسل به خشونت و تندخویی نخواهد شد و از رنجاندن شهروندان محترم نیز به شدت اجتناب خواهد ورزید. تجربه یك ماه اخیر نیز درستی چنین ادعایی را نمایان كرده است. چه در بررسی نظرات كسانی كه در این مدت به مراكز مشاوره نیروی انتظامی ارجاع داده شدهاند، مشخص شد كه هیچ یك از آنان از شیوه رفتار و برخورد كاركنان عمل كننده ناخرسند و ناراضی نیستند. آشكار است كه این نه بدان معناست كه آنان از دستگیر شدن راضی و خرسندند بلكه بدان معنا است كه افراد پلیس از هر نوع بدرفتاری و تندخویی با آنان اجتناب ورزیدهاند.
سومین دلیلی كه مخالفان اجرای طرح امنیت اخلاقی در مخالفت خود با این طرح بیان نمودهاند، در اولویت بودن سایر آسیبها و كژ رفتاریها و كژسازگاریهای اجتماعی است.اینان معتقدند: "در شرایط كنونی كه جامعه ما با آسیبهایی نظیر اعتیاد، تعدی به اموال و نوامیس مردم، وجود اراذل و اوباش، توزیع مواد مخدر و سرقت اموال مردم توسط سارقان، دست به گریبان است، چه ضرورتی به مبارزه با پوشش ناهنجار و كژتابیهای اخلاقی است."
در پاسخ این عده لازم است تأكید كنم كه به شهادت آمار و ارقام و اطلاعاتی كه پیوسته منتشر می شود و به اطلاع همگان می رسد، نیروی انتظامی به ویژه پلیس تهران بزرگ هرگز مقابله با این آسیبها را متوقف نساخته است. ثانیا بررسیها و مطالعات نظام مند و مستمر ما نشان داد كه بسیاری از شهروندان عادی و كارشناسان و نخبگان جامعه بر این باورند كه پوشش نابهنجار زمینه وقوع برخی كژرویها و آسیبهای اجتماعی دیگر را فراهم می سازد. از همین رو با از میان برداشتن آن هم میتوان میزان شیوع برخی جرایم و آسیبها را تقلیل داد و هم می توان بستر مقابله شدیدتر و گسترده تر با سایر آسیبها را فراهم نمود.
گروهی دیگر از صاحبان قلم و نظر از آن رو با اجرای مرحله اول طرح ارتقای امنیت اجتماعی به مخالفت برخاستهاند كه چنین اقدامی را فاقد مبنای تئوریك دانستهاند. آنان اذعان داشتهاند كه "هیچ شاهد علمی دقیقی در دست نیست كه آشكار سازد با تغییر رفتار میتوان زمینه را برای تغییر نگرش و نظرات شهروندان فراهم ساخت." بنده ،این گروه از نویسندگان را به كار پژوهشی عمیق و ژرف انگلهارت ارجاع می دهم.
این نویسنده محقق در مطالعات و پژوهشهای فراگیر خود نشان داده است كه در دنیای امروز پیش از آنكه تغییر نگرش صورت گیرد تغییر رفتار محقق می شود. او در تبیین یافتههای پژوهشی خویش از دو نظریه "ناهماهنگی شناختی فستینگر" و "خبرپردازی" بهره گرفته است. بنابراین ما نیز بر این باوریم كه اگر بتوانیم با بهره جستن از شیوههای مطلوب و عاطفی افراد بدپوشش را ترغیب به اصلاح پوشش خود نماییم، حتما در بلندمدت نظرات و نگرشهای آنان پیرامون پوشش بهبود خواهد یافت.
سرانجام گروهی از مخالفان طرح به مخالفت با نظرسنجیهای صورت گرفته پیرامون پدیده امنیت اخلاقی به ویژه پوشش پرداختهاند. آنان اذعان داشتند كه اگر بدپوششی یك رفتار غیرقانونی است كه برابر اصل 638 قانون مجازات اسلامی است دیگر چه لزومی به سنجش نظرات شهروندان در خصوص ضرورت اجرای این طرح است.
طرفه آنكه این مخالفان خود به ارائه نظر در خصوص مقابله با بدحجابی پرداختهاند و اذعان داشتهاند كه گرچه لازم است با بدپوششی مقابله شود، اما در حال حاضر انجام چنین اقدامی فاقد اولویت است بهتر است پس از مقابله با سایر آسیبهای اجتماعی به اجرای آن پرداخت.
لازم است به اطلاع این گروه از نویسندگان محترم برسانیم كه ما در نظرسنجی خود چگونگی اجرای طرح و اولویت داشتن یا نداشتن آن در شرایط كنونی را به نظرسنجی گذاشته ایم .و همانگونه كه ما پیشتر نیز اعلام كردیم 87درصد پاسخ دهندگان اذعان داشتند كه در حال حاضر اجرای چنین طرحی ضروری است، در حالی كه 13 درصد آنها همانند مخالفانی كه در سطور بالا از آنان یاد شده بر این باور بودند كه در شرایط كنونی اجرای آن فاقد اولویت است.
حاصل كلام!
اجرای طرح امنیت اجتماعی از چنان اهمیتی برخوردار است كه بسیاری از صاحبان فكر و قلم را برانگیخته است تا در موافقت یا مخالفت با آن به موضعگیری بپردازند. از نظر ما چنین موضع گیریهایی اعم از اینكه در موافقت با اقدامات ما اتخاذ شده باشند و یا در مخالفت باطرح ها و اقداماتمان نشان از دلسوزی، تعهد و احساس مسئولیت اصحاب جراید و صاحبان قلم دارد. از همین روی از آنان درخواست میكنیم تا در ادامه راه همچنان به داوری پیرامون اقدامات ما بنشینند.
به ویژه به باور ما در مراحل بعدی اجرای طرح امنیت اجتماعی كه سایر آسیبهای اجتماعی نیز همراه با بدپوششی آماج اقدامات پلیس قرار می گیرند، نظرات مشفقانه و نقادیهای عالمانه اهل قلم و نظر بیش از گذشته یاریگرمان خواهد بود.
*سردار احمدرضا رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ

به گزارش خبرگزاري فارس رئيس پليس اطلاعات و امنيت عمومي ناجا و هيئت همراه وي به آيت الله موسوي اردبيلي ديدار كردند.
در اين ديدار ابتدا اشتري طي گزارشي به تشريح طرح امنيت اجتماعي و اخلاقي پرداخت و از اقدامات انجام شده از آغاز طرح 1/2/86 تاكنون نيز گزارشي را ارائه نمود.
وي مقابله با اراذل و اوباش، تهيه و توزيع كنندگان مشروبات الكلي، برخورد با زنان خياباني و مزاحمين نواميس مردم از جمله اقدامات انجام شده ذكر كرد.
در اين ديدار آيت الله موسوي اردبيلي ضمن تقدير و تشكر از دست اندركاران اين طرح گفت: اصل كار خيلي لازم يعني فوق لازم است. دهه اول انقلاب براي مبارزه با بدحجابي طرحهايي اجرا شد اما موفقيت آميز نبود چون مامورها كار كشته نبودند و طرحها خام بودند، ولي الان آمار موفقيت به صورت نسبي خوب است و كارهايي را كه انجام دادهايد بسيار خوب است و مهم نيست كه حتماً صدر در صد پاسخ بگيرند.
وي خطاب به مسئولان نيروي انتظامي گفت:در طرحها دقيق باشيد با دقت و تامل با مامورهاي مجرب و آموزش ديده كار را دنبال كنيد و لو اين كه خيلي سريع نتيجه ندهد، چنانچه رضايت خدا مد نظر باشد، رضايت مردم هم جلب خواهد شد. بحمد الله شما موفق هستيد و به رحمت خداوند اميدوار باشد.
۱- کار فرهنگی اصل است، تا کار فرهنگی نکرده اید، زمینه سازی نکرده اید کاری نشود، خراب تر می شود!
بكنيد! كار فرهنگی بکنید؛ بشود! کار فرهنگی بشود!
برنامه ریزی مهم است، خیلی مهم است! کار فرهنگی طولانی مدت است گاهی 4 سال طول می کشد، گاهی 8 سال، گاهی هم 16 سال!
همه وسائل و ابزار را هم می خواهد، رسانه می خواهد، تلویزیون باید سالها کار کند و فرهنگ سازی کند. (مثلا همان 16 سال)
مخصوصاً اوايل کارمهم است چون سیاست گذاریها اوايل کار است، توقع سازی ها اوائل کار است. اگر یک چیزی نشان دهی دیگر نمی شود جلویش را گرفت. رادیو می خواهد که مرتب برنامه بسازی و شبکه بزنی که خانم های باحجاب بیایند سخنرانی کنند. حتی شبکه ماهواره ای می خواهد که خانم های بالنسبه باحجاب (!) (به نسبت همان خارج نشین ها) موسیقی های به نسبه مجاز پخش کنند تا آنها که آن ور آب خیلی بی حجاب اند، بدحجاب شوند و آرام آرام بهتر شوند!
مخصوصاً وزارت ارشاد می خواهد که همان 16 سال کار کند، کتاب چاپ کند، NGO بزند برای حجاب، CD دربياورد، مدام کار کند، توجیه کند، فرهنگ سازی کند، (حالا یک کم هم کار سیاسی کند اشکال ندارد) البته این ها باید خیلی با تسامح و تساهل و لبخند باشد که کار فرهنگی جواب بدهد.
فشن (Fashion) اسلامی هم می خواهد برای جذب، چند طراح خوب می آوری و چند مخدره بالنسبه جمیله که مخاطب جذب شود و بگوید عجب! در داخله هم عوامل جذابیت بود و ما گرد جهان می گشتیم!
این کارها طول می کشد، (دوباره 16 سال) شاید هم بیشتر و به هرحال برخورد انتظامی چیز بدی است. در اسلام هم نیست. ارشاد باید گردد! اخراج نباید گردد! بعد تازه اگر خواستی برخورد کنی چند نفر خانم باکلاس نیروی انتظامی را می بری میدان های پائین (ترجیحاً شوش به پائین) و اگر خدای ناکرده خانم هایی (از روستائی، جائی) حجاب خوبی نداشتند با گل و بلبل و لبخند قصه را ختم به خیر می کنی، البته برخورد خشن هم برای همان «پائین» توصیه می شود.
برای اجرای بهتر این طرح می توانید از مسئولین اسبق صدا و سیما، خانمهای محجبه دوچرخ سوار، متشائل 5 همسره که با همه آنها با تساهل برخورد می کند، کارگزار فرهنگی در بلدیه اعظم، سید شکلاتی، سید خاموش و کلاً ستونهای باسابقه ی نظام مشورت بگیرید.
2- انصاف چیز خوبی است. کاش بعضی 1 جو از آن را داشتند.
3- وظیفه ما آن بود كه بجنگیم و شما بچه های ما را تربیت کنید، انصاف دهید چه کسی کم کاری کرد؟
4- احمدی مقدم، خدا قوت.
قانون منع پوشش اسلامي در فرانسه به سبب مباحثات فراواني كه درباره آن درگرفته، شايد جزو معروف ترين قوانين دنياست. قانوني كه طبق آن مسلمانان در اين كشور اگر بر انجام دستور دين خود پافشاري كنند و در مكان هاي عمومي و دولتي حجاب بر سر داشته باشند، نه فقط از امتيازهاي اجتماعي چون تحصيل محروم مي شوند بلكه اين اقدام آنها در مواردي جرم تلقي مي شود و دولت موظف به برخورد با آن است. وجود چنين قانوني در فرانسه -كه شايد لائيك ترين كشور دنياست- به نظر برخي كاملا عادي مي رسد؛ فرانسه مهد اصلاحات ديني و ليبراليسم سياسي است پس طبيعي است كه قوانين آن به ارزش هاي ليبرال وفادار باشد.
آزادي فردي والاترين ارزش سياسي نزد ليبرال هاست. اين آزادي تا آنجا كه ليبرال هاي كلاسيك گفته اند بيش از هر جاي ديگر در مقابل دولت است كه معنا پيدا مي كند. از ديد ليبرال ها، دولت بايد فعاليت هاي خود را به حداقل مقدار ممكن محدود كند و امور خصوصي مردم را به خود آنها واگذارد. مواردي چون دين و عقيده، زندگي خانوادگي و پوشش هم در صدر اموري است كه ليبرال ها آن را «خصوصي» مي نامند.
روشن است كه اينجا سوال ساده اي پديد مي آيد، اگر دولت فرانسه يك دولت ليبرال است، و اگر دولت ليبرال نبايد در امور خصوصي شهروندان خود مداخله كند و اگر انتخاب پوشش جزو امور خصوصي خلايق است، دولت فرانسه به چه حقي و بر اساس كدام مبناي نظري و تاريخي براي پوشش مردم قانون وضع كرده است؟ فرانسوي ها وقتي از آنها درباره اين تضاد آشكار سوال مي شود، هيچ پاسخي ندارند الا اينكه در هر حال قانوني در كشور ما هست و اين قانون ولو كساني را خوش نيايد بايد اجرا شود. اينجا پايان هرگونه مباحثه است: «قانون است و بايد اجرا شود».
در ايران قانوني مبني بر لزوم رعايت حدود شرعي در پوشش بانوان وجود دارد (مصوب1361) كه مي توان گفت سال هاست -خصوصا طي يك دهه اخير- به آن بي اعتنايي شده و نابساماني هاي فعلي اخلاقي در جامعه ما -ولو محدود به تعداد اندكي باشد- محصول همين اهمال در اجراي قانون است. از زماني كه نيروي انتظامي برخورد با مانكن ها و مزاحمان نواميس مردم در مكان هاي عمومي را آغاز كرده، فرياد برخي مدعيان سينه چاك آزادي و قانون گرايي به آسمان بلند شده است كه دوباره دور جديدي از بگير و ببند در راه است و دولت قصد دارد آزادي هاي اجتماعي را محدود كند. هيچكدام از اين تريبون ها كه در واقع به واسطه گري براي فحشا مشغولند، به اين نكته بديهي ساده و در عين حال بسيار مهم، توجه نمي كنند كه آنچه نيروي انتظامي در حال انجام آن است فقط احياي يك قانون معطل و بر زمين مانده است؛ قانوني كه پس از سال ها تساهل گسترده و غيرقابل توجيه، اجراي قاطع و بي اغماض آن به نحو فزاينده اي دشوار شده است.
نيروي انتظامي باري را به دوش مي كشد كه ديگران مدت هاي طولاني بر زمين نهاده بودند و طي اين سال ها هر لحظه بر سنگيني آن افزوده شده است. تعداد خبرهايي كه ظرف همين يك سال گذشته درباره شكل گيري باندهاي مخوف فساد و فحشا منتشر شده و سامعه جامعه متدين ايراني را سخت آزرده است، به خوبي نشان مي دهد خطري بزرگ در كمين ايمان و اعتقاد جوانان ايران نشسته است كه بي توجهي به آن يا سستي و كاهلي در مبارزه قاطع با آن هر لحظه مي تواند به بروز فجايعي غير قابل جبران بينجامد. هر روز اين گوشه و آن گوشه مي شود خبري شنيد در اين باره كه فلان جا كساني مزاحم نواميس مردم شده انديا بالاتر از اين حرمتي هتك شده است. بسياري خانواده هاي طبقه متوسط جامعه ايراني امروز براي اينكه از يك امكان عمومي ساده مانند پارك استفاده كنند در مضيقه و هراسانند. تقريبا هيچ اطميناني وجود ندارد كه يك ناسزاگوي ناشسته روي حريم امنيت و عصمت خانواده را ندرد و آرامش خاطر خانواده را در هم نريزد. جالب تر اينكه نه فقط پارك رفتن، بلكه در خيابان قدم زدن و براي مصرف روزمره خود پوشاكي تهيه كردن هم به نحو روزافزوني دشوار شده است. خانواده هاي متدين اكنون در بازار لباس تهران براي تهيه پوشاكي ساده براي فرزندان خود با دشواري هاي گاه غيرقابل حل روبه رو هستند. پوشاكي كه به طور عمومي در بازار ها عرضه مي شود (خصوصا براي خانم ها) در مواردي بسيار زننده و براي طيف بزرگي از مصرف كنندگان غير قابل استفاده است. آشنايان با اين امور مي دانند وقتي هم لباسي به اصطلاح «مد» شد، به دشواري مي توان در سراسر بازار چيزي غير از آن پيدا كرد. به اين ترتيب بازار بعضا آلوده پوشاك اقتضائات خود را بر تمامي مصرف كنندگان تحميل مي كند و در حالي كه علي الظاهر همگان آزادانه در حال تصميم گيري درباره امور خصوصي خويشند، واقعيت اين است که دایره انتخاب آنها گاه بسيار تنگ و محدود به همان مواردي مي شود كه قلبا علاقه اي به آن ندارند. اين سوال اكنون بسيار جدي است كه وظيفه برخورد با اين قبيل ناهنجاري ها كه روز به روز هم فراگيرتر مي شود بر عهده چه كسي است و مردم با ايمان و متدين حق خود را از كدام نهاد مسئول مطالبه كنند؟ آيا اكتفا به تكرار كليشه اي مانند «بايد كار فرهنگي كرد» براي مرهم نهادن بر اين همه زخم هاي عميق كفايت مي كند؟ و آيا اين هم بهانه اي نيست تا برخورد با قانون شكني و به خطر انداختن امنيت اخلاقي جامعه باز هم براي مدتي نامعلوم به تعويق بيفتد؟
بنابر اين با تاكيد تمام بايد گفت اكنون اين نيروي انتظامي نيست كه بايد درباره چرايي اقدام خود پاسخ بدهد بلكه متوليان امور در گذشته هاي دور و نزديك هستند كه بايد پاسخ بدهند به چه دليل در انجام وظيفه قانوني خود كوتاهي كرده اند و حالا كار به جايي رسيده كه مبارزه با فساد و فحشا اينگونه به دشواري برخورده است.
منبع/ وبلاگ عقل سرخ
بالاخره پس از سالها تنزل وضعيت اخلاقي جامعه به دست متسامح گران، به مدد رويكرد انقلابي دولت نهم وعنايت خاصه الهي،نيروي انتظامي با مديريت متعهدانه و انقلابي سرداراحمدي مقدم تصميمي جدي براي اجراي احكام الهي گرفت و امروزبا وجود گذشت مدت كمي ازاجراي طرح ايجاد امنيت اخلاقي و اجتماعي، نتايج مثبت آن به حمدالله قابل لمس و مشاهده است.
واقعا قضيه بدحجابي در نظام جمهوري اسلامي به شكل تنفرانگيزي جلوه مي كرد وحتي باعث حيرت مسلمانان خارجي شده بود كه براي مدت كوتاهي به ايران سفرمي كردند.البته اين معضل به همين راحتي ايجاد وتوسعه نيافت، مگر با سياستهاي غلطي كه سرمنشا آن از دولت سازندگي آغازشد.
زماني كه جناب اكبر هاشمي سرخوش از افزايش قدرت همه جانبه در اركان نظام پس ازجنگ،منويات بانك جهاني صهيونيست را به جهت گرفتن وام هاي ميلياردي براي پيشبرد اقتصاد كارگزاراني دركشورمو به مو اجرا مي كرد،قدم اول آن را درتضعيف بسيج عيان كرد. وقتي درنمازجمعه آن سالها بطور رسمي و حتي با گوشه وكنايه زدن به اين سرمايه هاي واقعي و بي ادعاي نظام كه مظهرپشتيباني از ارزشها والاي انقلاب بودند،صحبت از تغييروظايف بسيج به سمت پيشرفت كشورنمود!،وعملا منجربه تضعيف نقش ارشادي و پاسداري از ارزشهاي انقلابي اين نيروهاي فرهنگي شد. 
بااين حساب دردوران اصلاح طلبان كه رئيس آن يعني خاتمي،علنا ازآزادي افسارگسيخته دفاع ميكرد و سابقه مشكل داشتنش با ارزشهاي والائي چون حجاب و... در زمان وزارتش بر فرهنگ و ارشاد،درقلم و زبان براهلش روشن بود، نيزهيچ توقعي نبود وضعيت اخلاقي بهبود يابد.
درآن دوره (اصلاحات)، از يك طرف افكارليبراليستي و سكولارگراي وزرائي چون مهاجراني عملا باعث تشديد شبيخون فرهنگي و سقوط شديد ارزشها در تمام ابعاد فرهنگي جامعه شد،به نحوي كه موسيقي-فيلم-كتاب- نشريات و ساير مواد فرهنگي با مجوز رسمي وزارت ارشاد،به وضوح به اين انحطاط دامن زدند و از طرف ديگر نقش نيروهاي انتظامي در برقراري امنيت اخلاقي و رواني به واسطه هجمه اصلاح طلبان سكولارگرا به شدت تنزل پيدا كرد.البته در اين بين اضافه كنيد نقش مديران دنياطلب صداوسيما را در ساخت و پخش برنامه ها و سريالهائي با مضامين وظواهر ضد ارزشي، ومروج بدحجابي در جامعه كه در حال حاضر نيز كه طرح ناجا در حال انجام است، مرموزانه در حال استمرار است.
اما، امروز دولت اصولگراي دكتراحمدي نژاد كه اول پشتيباني خدا و بعد حمايت ميليوني مردم انقلابي را به همراه دارد،مي رود تا با احياء گام به گام ارزشهاي والاي انقلاب و پاسداري از خون شهيدان والامقام،نقش موثر و بي سابقه اي در ترميم چهره انقلابي و ارزشي نظام در داخل و خارج ازكشور ايفا نمايد.انشاءالله
منبع/ وبلاگ شاهراه عدالت
بالاخره بعد از سالها رواج فرهنگ منحط غربي و اباحه گري و حمايت مستقیم یا غیرمستقیم برخي مسئولان غربزده دولتهای سازندگی و اصلاحات از اين رواج، نيروي انتظامي به فرماندهي سردار احمدي مقدم تصميم گرفت براي گسترش امنيت اجتماعي حركتي انقلابي انجام دهد.
اين حركت انقلابي كه توسط فرزندان معنوي حضرت روح الله با اراده اي راسخ آغاز شده است، همچون هميشه با مخالفت و بهانه تراشي هاي مزورانه منافقين داخلي و قلم هاي زهرآلود مواجه شده است.
این قلم ها و صاحبان آنها، همان کسانی هستند که در دولتهای سازندگی و اصلاحات به مفسدین اجازه عرض اندام دادند و کار مفسدین و حامیانشان را به جایی کشاندند که امروز گستاخانه بر فساد خود پافشاری کنند و در مقابل خواسته اکثریت امت شهیدداده و زجرکشیده بایستند.
اما حركت انقلابي چيست؟ و با قلم هاي زهرآلود چه بايد كرد؟

" ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم ... اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد ...
اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات فاسد را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد.
ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند ... من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم."
حضرت روح الله / صحيفه نور ج8 ص251
منبع/ وبلاگ خبرنگار مسلمان
بسم الله الرحمن الرحیم / کاملا تکراری شروع می کنم؛ مثل همه : هر سال با فرا رسیدن فصل گرما و طبیعتا کوتاه تر شده پاچه ها و آستین مانتوها و عقب تر رفتن روسری ها، نیروی انتظامی به فکر فرو میرود [!] و چارهای میاندیشد و اعلامیه صادر می کند و موضوع کنفرانس های خبری صدا و سیما و رادیو و خوراک روزنامه ها جور می شود: "ماموران نیروی انتظامی در خیابان ها"، "دارند جلوی آزادی را می گیرند"!، "با بگیر و ببندها کاری درست نمی شود"، "فقط باید کار فرهنگی کرد" !!! و ...
پارسال همین موقع را یادم می آید که چند ساعت تیلیفنی با طیبه بحث کردیم که چه باید بشود و چه نباید! [این یک رقم را شدیدا تفاهم داشتیم و داریم!] و همه ی برنامه ها آن قدر زود و بی صدا کمرنگ شد که خودمان هم نفهمیدیم چه شد که این طور شد!
ولی این برنامه تا کی قرار است ادامه پیدا کند، تا کی قرار است اول تابستان جیغ و داد راه بیفتد و آخرش همه چیز فراموش شده باشد [وسطش را سانسور می کنیم!]، آن قدر ماجرا لوث شده که هرچه می گذرد مخالفان هم کمتر به خودشان زحمت می دهند و تنها به ریش نداشته ی ما [و البته داشته ی آن ها!] می خندند و موافقان با لبخند تلخی [از بین نوشته هایشان!] باید بگویند؛ این نیز بگذرد ...
این که حجاب از احکام دین است و اطاعت از آن واجب، واضح و مبرهن است، و این که حکومت ما اسلامی ست، یعنی تلاش می کند اسلامی باشد واضح تر، پس آقایان معترض آن وقت ها که همه چیز ول شده بود به حال خودش و بحث ایران فقط پیشرفت اقتصادی باید می بود و کنار زدن نیروهای ارزشی و به کار گیری تکنوکرات ها کدام گوری بودند؟ یا آن موقع که همه ی دغدغه ی سیاستمدارانمان شده بود آزادی بیان و گفتگوی تمدن ها و حزب بازی و کوفت و زه... ! چه طور کسی به فکر کار فرهنگی نبود؟ یا خودش را به بی فکری زده بود!؟ قریب به 16سال پیش، آقا بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند و دهلی که صدایش در می آید و یاری طلبیدند، برای کار فرهنگی و مثل همیشه گوش ندادند و مثل همیشه گوش ندادیم و انگار تا صدایش دم و دستگاه صوتی مان را پایین نیاورد قرار نیست گوش بدهند ... و وقتی کار از کار می گذرد و همه ی معلول ها، علت می شوند و کار به جایی می رسد که آیت الله مکارم بگویند وضع بدحجابی از امریکا هم بدتر است !!! تازه صدایشان درآمده از طنش زا! بودن این رفتارها و واکنش های منفی و لج و لجبازی و ریا و لوث کردن عقاید و لا اکراه فی الدین! آن قدر در گوشمان خوانده اند این با تساهل برخورد کردن را که سنگ تمام می گذاریم برای احترام به بی حجاب ها که کسی بهشان اخم نکند مبادا از دین زده شوند! به خیالمان اگر چهار تا لبخند تحویلشان دهیم و با خواهرها رفاقت کنیم [کنند] که با محبت خارها گل می شود دین خدا را حفظ کرده ایم و حکما منتظریم پس از تامل در رفتار ما و خوش آمدن ازمان! در آغوش گرم اسلام بیایند و ...
کوتاه بیایید! بدبختی مان از همان جا شروع شد که برنده ی فلان جایزه ی فلان جشنواره فلان خانم بی حجاب شد و با همان وضع افتضاحش با کمال افتخار روی سن خواندیمش و کف و سوت تماشاچیان و چهار تا قر این خانم و انگار نه انگار! که بله! ما کاملا باز زندگی می کنیم! نباید به بهانه ی تفاوت فرهنگ [بی فرهنگ] تبعیض قائل شد و ... ! حق هم دارند پشت سرمان بگویند حزب اللهی های امل!
و بگذارید پای صدا و سیما را میان نیاوریم که از ما گذشت، دل شما خون می شود ...
خانم نماینده ی مجلس تازه نطقش گرفته که با برخورد مستقیم هیچ چیز درست نمی شود! معلوم نیست تا چند سال دیگر باید منتظر بود که فرهنگ سازی بشود برای حجاب ... حال آن که اکثر بی حجابان امروز، بهتر از من و شما بلدند از این سازها بزنند ...
این ها به کنار، از آن طرف هم باید شنید که این برخوردها از آرای اصولگرایان کم می کند و رای گیری مجلس نهم و ...! که واقعا تاسف دارد نادیده گرفتن ها و بعضی به خیال خودشان مصلحت اندیشی ها برای قدرت...
و دل ها بسوزد [به سبک مداح ها!] که این همه جان می کنند برای آلودگی صوتی و سبقت غیر مجاز و حرکت مارپیچ و آلودگی بصری را کلا بی خیال!
این طرح، این بار بیش از همه چیز احتیاج به حمایت دارد، نمی دانم آن هایی که هر تقی به توقی می خورند دست به فتوشاپ می شوند و بنر و لوگو طراحی می کنند و یا حمایت می کنند از ثبت نشدن سایت ها کجایند که کوچک حرکتی! کنند در مقابل جبهه گیری ها تا لااقل دل خوش کنکی باشد برای نیروی انتظامی ها در مقابل تحمل این همه فشار از خودی و بیگانه ...
از طرف خودمان و قریب به پانصد نفر، اعضای هیئت بانوان مبلغه ی دولت اسلامی، از این طرح حمایت می کنیم ...
منبع/ وبلاگ حزب اللهی


برای دیدن بقیه عکسها ادامه مطلب را کلیک کنید

وي افزود: هم اكنون پليس براي منزلت اجتماعي در رديف سه گروه اول جامعه است و مشاهدات و بررسيهاي همكاران ما در خيابانها و اماكن عمومي نشان داده است كه با اجراي طرح امنيت اجتماعي تعداد افراد بدپوشش در آن اماكن به شدت كاهش يافته است و اين موضوع نشان ميدهد كه هر چهار هدف ما در حال محقق شدن هستند.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ درباره زمان اتمام اجراي طرح امنيت اجتماعي گفت: ما طرح را تا برطرف شدن و اصلاح مظاهر بد پوششي در جامعه ادامه ميدهيم ولي تاكتيكهاي نيروي انتظامي در اجراي طرح به مرور تغيير مييابد.
وي ادامه داد: روشهاي ارشادي، انتظامي و قضايي روشهاي كلي ما در اجراي طرح است اما در چارچوب آنها از فنون و تاكتيكهاي جديدي در آينده استفاده خواهيم كرد كه به موقع از آنها سخن خواهيم گفت.
سردار رادان در پاسخ به پرسشي درباره مخالفتها و اظهارنظرهايي كه طي چند روز اخير در اجراي طرح بيان شده است، گفت: اكثر اظهارنظرها و نقدها را خواندهام تقريباً هيچكدام از آنها با اصل طرح مخالفت نكرده بودند، بلكه درباره روشها اظهار ترديد كرده بودند.
وي ادامه داد: ما براي اجراي روشهاي خود از نظرات تعدادي از علما، صاحب نظران و اساتيد جامعهشناس، روانشناس و تعدادي از كارشناسان خبره فرهنگي كشور بهره گرفتهايم و به همين دليل در صحت و اثر بخشي روشهاي خود ترديدي نداريم.
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ با اشاره به بكارگيري نيروهاي آموزش ديده در اجراي طرح امنيت اخلاق گفت: مأموراني كه براي اجراي طرح امنيت اخلاق انتخاب شدهاند از حيث شخصيتي و رفتاري بسيار پخته و آزموده هستند و از حيث نوع برخورد نيز آموزشهاي مختلفي را گذراندهاند.
سردار رادان ادامه داد: در مدت اجراي طرح امنيت اخلاق عده زيادي با مركز 197 پليس تماس گرفته و نظراتشان را درباره اجراي طرح عنوان كردهاند.
وي ادامه داد: افرادي كه با مركز 197 تماس گرفتهاند با ابراز رضايت از اجراي طرح پيشنهادهاي مفيدي نيز براي افزايش اثربخش طرح ارائه كردهاند و چند مورد هم شكايت وجود داشته كه به آنها رسيدگي شده است.
سردار رادان در پاسخ به اين پرسش كه برخي نهادها عنوان كردهاند كه در اجراي طرح با آنها هماهنگي نشده است، گفت: وزير محترم كشور، رياست محترم قوه قضائيه، وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادستان محترم تهران طي سخناني از ضرورت و لزوم برخورد با بد پوششي با قاطعيت سخن گفتهاند و از اقدام نيروي انتظامي نيز حمايت كردهاند و بنابراين ديگر با چه كسي بايد هماهنگ ميكرديم؟ آيا اين سخنان دليلي محكم بر وجود هماهنگي بين نيروي انتظامي و آن نهادها نيست؟
فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ ادامه داد: نيروي انتظامي همزمان با اجراي طرح مقابله با بد پوششي برخورد با مزاحمان نواميس مردم را نيز آغاز كرده است كه در اين زمينه در چند روز اخير چندين نفر دستگير و چندين خودرو نيز توقيف شدهاند و نيروي انتظامي نيز به زودي بر شدت عمل خود با اينگونه افرادافزايش ميدهد.
وي گفت: به شهروندان مژده ميدهم كه طي چند روز آينده پليس با شدت و قاطعيت به مقابله با اراذل و اوباش، توزيع كنندگان مواد مخدر و سارقان خواهد پرداخت و در اين راه نيز نيازمند حمايت مردم و رسانههاي جمعي هستيم.


بقیه عکسها در ادامه مطلب
یکی از بحثهایی که نقل خیلی از محافل شده، در آمدن سی دی های فلان خانم بازیگر یا بهمان فوتبالیست است. ماجرا به آن بازیگر و این بازیکن ختم نمی شود. چند وقتی است باندهایی در کشور تشکیل شده اند که پس از تجاوز به دختران پاکدامن و زنان شوهردار آنان را تهدید می کنند اگر می خواهند فیلم این تجاوزات را پخش نکنند باید سکوت پیشه سازند و تن به هرگونه باج خواهی آنان دهند.
این نوع جنایتها تازگی ها میان باندهای تبهکار کشور مد شده اند و هستند دردهایی که مثل این تازه نیستند و تبدیل به زخم هایی کهنه و عفونی شده اند. ماجرای نزدیک شدن تابستان و به راه افتادن شوهای لباس و آرایش و اندام در خیابانها را عرض می کنم که هر سال بر کمیت و کیفیت این آرایشها و بدن نماییها افزوده می شود.
دیر زمانی است که تفکر غالب در نیروی انتظامی آن است که "آقا جان با چوب و چماق که نمی توان مردم را چادری کرد!" و این که "برای نهادینه سازی فرهنگ غنی اسلامی صرفا بایستی روی به اقدامات نرم فرهنگی و به دور از هر گونه خشونت طلبی آورد!". این تفکرات تراوشات مغزی یک فرد یا نهاد فرهنگی در کشور نبود بلکه زاییده اندیشه های متولیان ناجا بود که بر همین مبنا اقتدار نیروی انتظامی را تا آنجا تنزل دادند که طرح هایی چون "پلیس مهربان!!!" را در انداختند. خیلی ها قربانی این ایده ها شدند و بعد از گذشت سالها برخورد که پیشکش، تمام کار فرهنگی متولیان این امر منحصر شد به برگزاری شوهای مفتضح لباسهای زنان که بیشتر تماشاچیان این شوها مردها بودند تا زنان! اما روزها گذشت و گذشت تا اینکه چند روز پیش سردار "اسماعیل احمدی مقدم" در پاسخ به مخالفت خوانیهای عده ای از مسئولین درباره مبارزه امسال ناجا با مفاسد اجتماعی با ناراحتی و بغض گفت:
"كساني كه ناجا را به دليل اجراي طرح امنيت اخلاقي مذمت ميكنند بايد استيضاح شوند
- شما چه كارهايد؟ تا به حال در خواب خرگوشي بوديد و حالا بيدار شديد حرف نابجا هم ميزنيد
- كساني كه فكر ميكنند از اين طريق ميتوانند براي خود وجهه ايجاد كرده و آراي بيشتري به دست آورند بايد توجه داشته باشند كه با اين كار، اعتبار خود را از دست ميدهند، چراكه نيروي انتظامي وظايفش را ميداند و به آن عمل ميكند.
- موضوع امنيت اخلاقي صرفا نبايد به عنوان يك تكليف قانوني پاكسازي فضاي جامعه و ... مطرح شود، چرا كه يك تهديد ملي است و ابعاد پيچيدهاي دارد"
این جدیت فرمانده ناجا بانضمام سوابق غرور آفرینی که از سردار رادان(فرمانده نیروی انتظامی تهران)

سراغ داریم نوید این مهم را به مردم داده است که این بار نیروی انتظامی عزم خود را جذب نموده است تا پس از سالها غفلت به این بدیهی ترین وظیفه خود جامه عمل بپوشاند و حاشیه امنی که طی این سالها برای تبهکاران اجتماعی بوجود آمده را محو سازد.
در این راستا رسالت اصحاب رسانه های متعهد و با دغدغه آن است که از این حرکت نیروی انتظامی بشدت حمایت کنند و در میان فریادهای دروغین "وا حقوق بشرا" و "وا آزادیا" مسئولین این امر را تنها نگذارند(هر چند از رسانه ملی با توجه به رویه ای که در پیش گرفته باید تمنا کنیم که حالا که به خیرش امیدی نیست شر مرساند! ).
اما بچه های وبلاگ نویس؛عاجزانه التماس میکنم که نگذارید این حرکت در زیر دست و پای روشنفکرنماییهای بعضی از دوستان وبلاگی "خودی" ابتر بماند. خیلی کارها می توان انجام داد؛ اس ام اس، امضای نامه الکترونیکی، نگارش مطالب و مقالات مفید و هدفمند در حمایت از این اقدام نیروی انتظامی و ... .
یا علی بگویید و ...

سردار احساس تنهايي مي كرد. نه در ميان مردم. در ميان برخي از مسئولان و مراكزي كه انتظار مي رفت او را در اين جهاد مقدس همراهي كنند. او همه دختران و پسران جوان و نوجوان اين مرز و بوم را به چشم فرزندان خود مي نگريست و هيچ پدر دلسوزي را نمي توان يافت كه وقتي زندگي فرزندش با خطر و فاجعه اي هولناك روبرو مي شود، آرام و قرار داشته باشد.
فلان دخترك نوجوان و دانش آموز راهنمايي از جمله چندين دختر هم سن و سال خود است كه اعضاي فلان باند فساد و فحشاء آنها را با آب ميوه حاوي داروي بيهوشي به خانه اي خلوت كشانده و در حال تجاوز از آنان عكس و فيلم گرفته اند... قاضي پرونده عوامل اين باند را كه اعدام كمترين جزاي جنايت آنان است، با وثيقه 20 ميليون توماني آزاد مي كند... كار آن يك باند ديگر، فريب زنان شوهردار است. تاكنون ده ها خانواده را به خاك سياه نشانده اند. اعضاي اصلي اين باند از تاجران بزرگ هستند. اسلحه كمري هم دارند، با مجوز! پليس در يك اقدام غافلگيرانه و بعد از چند ماه تحقيق و بررسي اعضاي باند را در حال ارتكاب جرم دستگير مي كند... قاضي محترم! بعد از چند روز آنان را به قيد وثيقه آزاد مي سازد و اعضاي آزاد شده، شاكيان را به قتل تهديد مي كنند و هنوز هم آزادند... آن باند ديگر عده اي زن و دختر را اجير كرده است تا با پوشيدن لباس هاي تحريك كننده و آرايش هاي تند و زننده در خيابان ها راه بروند و... اعضاي آن باند در حمام هاي خصوصي و استخرهاي زنانه و اتاق هاي پرو دوربين مخفي كار گذاشته اند و از خانم هاي مراجعه كننده عكس هاي آنچناني تهيه كرده و با تهديد و تطميع از آنان درخواست هاي زشت و مشمئزكننده دارند... اعضاي اين باند به توليد و توزيع مشروبات الكلي مشغولند، اعضاي آن باند به توزيع مواد مخدر اشتغال دارند و...
دخترك كه احساس مي كند همه چيزش را از دست داده است سر به ديوار مي كوبد، فلان مرد كه مي بيند باندهاي جنايتكار همسرش را به فساد كشيده و اكنون آزادانه مي گردند و او را به قتل تهديد مي كنند زانوي غم به دامن گرفته است... پدر و مادري كه باور نمي كردند در ايران اسلامي كساني فرزند دلبندشان را به مشروبخواري، استعمال مواد مخدر و فساد و تباهي كشانده اند، هر روز ده ها بار آرزوي مرگ مي كنند و...
سردار كه جواني خود را در جبهه هاي نبرد به دفاع از اسلام و جان و مال و ناموس مردم اين مرز و بوم گذرانده است وقتي اين زشتي ها را مي بيند و در همان حال كساني را كه بايد براي مقابله با اين زشتي ها او را ياري دهند، ساكت و بي تفاوت مي بيند، آتش مي گيرد، انگار يكي از تك تيراندازان دشمن گلوله اي بر قلبش نشانده است و يا انفجار خمپاره اي جوانان همرزمش را به خاك انداخته است و...
آن روز صبح- چهارشنبه 29 فروردين ماه- سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي كه در همايش مديران مبارزه با مفاسد اجتماعي سخن مي گفت، اندكي خشمگين به نظر مي رسيد و حق داشت. مردان خدا از آنچه خدا را به خشم مي آورد خشمگين مي شوند و بر آنچه رضاي خدا در آن است لبخند مي زنند. انگار سردار در ادامه راهي كه در پيش دارد احساس تنهايي مي كرد ولي خسته نبود. او به ياد مي آورد اين شعار دوران جواني را، در جبهه هاي نبرد. كي خسته است؟... دشمن...
سردار! تو تنها نيستي... اگر برخي از قضات و بازپرس ها به دليل كم داني يا به بهانه بي قانوني يا به هر دليلي ديگر، گرگ هاي درنده اي را كه تو و يارانت با خون دادن و خون دل خوردن بازداشت كرده ايد به يك چشم برهم زدن آزاد مي كنند و دوباره به جان مردم و جوانان بي دفاع اين مرز و بوم مي اندازند، اگر فلان مسئول و فلان نماينده و فلان... وقتي پاي اداي وظيفه اي كه بر گردن دارند به ميان مي آيد، حساب آراء خود در انتخابات را مي كنند- كه به قول تو محاسبه غلطي نيز هست- و يا ده ها ملاحظه ديگر دارند كه هيچكدام برخاسته از مسئوليت شناسي و خداجويي نيست، اگر آن فلان ديگر، خود آلوده است و يا سر در آخور آلودگان دارد و با تو در اين جهاد مقدس همراهي نمي كند و... نگران نباش! مردم با تو همراهند. پدر و مادري كه تجاوزكنندگان به دخترك دانش آموزشان آزادانه مي گردند، مردي كه دزدان ناموسش بي دغدغه از مجازات به غيرت او مي خندند! خانواده اي كه در غم اعتياد فرزند جوانشان زانوي غم به دامن گرفته اند و... همه با تو همراهند و همه مردم پاكباخته و شريفي كه دغدغه آينده خود، خانواده، فرزندان و ميهن اسلامي خويش را دارند، اينان همه با تو همنوا هستند.

بگذار عده اي، اصرار تو بر مقابله با اراذل و اوباش را در حد و اندازه برخورد با فلان دختر بدحجاب پائين بياورند و غيرت تو در برخورد با متجاوزان و دزدان ناموس مردم را به بهانه آن كه ابتدا بايد كار فرهنگي كرد، غيرعلمي! قلمداد كنند. تو فرياد مي زني كه مگر كار فرهنگي و برخورد با متجاوزان به نواميس مردم در تضاد است كه اول آن و بعد، اين؟! و توضيح مي دهي كه «هم آن و هم اين»، اما آنها نه اهل آن هستند و نه اهل اين...
سردار! تو تنها نيستي، مردم همه با تو هستند. باز هم زمزمه كن! با خشمي كه به غيرت آميخته است و از قلبي خدايي برمي خيزد... مردم، خشم تو را دوست دارند و فريادت را پاس مي دارند. آنچه در دل نهفته داري- و مي دانيم كه بسيار است- را بر زبان آور تا به خواب رفته ها بيدار شوند و آنان كه خود را به خواب زده اند، رسوا...